تبلیغات
  - روایت تصویری از دید و بازدید رهبر انقلاب از خانه شهدای بجنوردی برنامه هفتگی حلقه های صالحین پایگاه ** گروهان یك:نوجوانان دسته اول:حلقه شهید ابوالحسنی سطح یك: مقطع راهنمائی موضوع: احكام شرعی تعداد: 22نفر سرگروه: مهندس سعادت جمشیدی روز: سه شنبه * دسته دو: حلقه شهید اسد فلاح سطح دو: دبیرستان موضوع: آشنائی با بسیج تعداد: 22نفر سرگروه: مهندس بهزاد افضل روز: پنج شنبه * دسته سه: حلقه شهید یوسف فخیمی سطح دو: دبیرستان موضوع: حكمت مطهری تعداد: 22نفر سرگروه: مهندس داریوش فرهادی روز: دوشنبه * گروهان دو: جوانان دسته اول: حلقه شهید براتعلی داداشی سطح دو: سایر افراد موضوع: جریان شناسی تعداد: 22نفر سرگروه: حاج ناصر حسین زاده روز: شنبه * دسته دو: حلقه شهید علی مولائی سطح یك: تحصیل كرده موضوع: دفاع مقدس تعداد: 22نفر سرگروه: مهندس وحید اشرفی روز: یكشنبه * دسته سه: حلقه شهید سیفعلی توحیدی سطح دو: سایر افراد موضوع: مسائل اجتماعی تعداد: 22نفر سرگروه: مهندس حسین علی بلوط زاده روز: دوشنبه * گروهان سه:میانسال دسته اول: حلقه شهید امین صیامی سطح دو: سایر افراد موضوع: عقیدتی سیاسی تعداد: 22نفر سرگروه: مهندس بهزاد ایرانی روز: دوشنبه * دسته دو: حلقه شهید بهمن عبدی سطح یك: تحصیل كرده موضوع: تاریخ اسلام و انقلاب تعداد: 22نفر سرگروه: مهندس مظاهر صلحی روز: چهارشنبه * دسته سه: حلقه شهید اشرف آزاد سطح هئتی و انسی موضوع: تفسیر قرآن تعداد: 22نفر سرگروه: حاج صادق مرادی روز: جمعه * گروهان چهار : میانسال دسته اول: حلقه شهید ابوالفضل پاشاپور سطح اركان پایگاه و گردان موضوع: ولایت فقیه تعداد: 22نفر سرگروه: مهندس كیومرث حسن زاده روز: جمعه


اینجا خانه شهیدان دوراندیش است. رهبر انقلاب در خانه‌ی شهدا اگر چای تعارف كنند می‌خورد. بقیه مبهوت ایشان می‌شوند ولی آقا با صمیمیت تمام چایشان را می‌خورند. در خانه شهدای دوراندیش هم فقط آقا چایشان را خوردند و پدر شهدا كه می‌خواست رهبر و مهمانش احساس راحتی داشته باشد.




http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
آقا به برادرزاده شهیدان دوراندیش گفت چون كلاس سوم هستی از روی روسری سرت را می بوسم. یكی از همراهان كه كنارم بود گفت: این حرف آقا هیچ وقت از یاد این دختر نمی‌رود. فردایش مرآتی از دخترك راجع به دیدار رهبری پرسیده بود و دخترك فقط به همین ماجرا اشاره كرده بود.



http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
مردم بو برده بودند آقا بالاخره می‌روند خانه شهید محمدزاده. یكی‌شان می‌گفت: خانواده شهید كوچه را آب و جارو كردند و ما فهمیدیم. یكی دیگر می‌گفت: شهید محمدزاده آدم كوچكی نبود حتما آقا می‌آمد خانه‌شان. یكی دیگر هم گفت: ما رفت و آمد شماها را زیر نظر داشتیم. به هرحال همسایه‌ها بعضی با لباس رسمی و بعضی با چادر رنگی و دمپایی و حتی زیر شلوار یكی دو ساعتی توی كوچه منتظر ماندند و به هدفشان هم رسیدند.





http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
فكر نمی‌كردیم آقا از خانه شهید محمدزاده بیرون بیایند به خاطر مردمی كه ازدحام كرده بودند. یكدفعه غافلگیر شدیم همه‌مان. حتی عكاس یادش رفت باید تنظیم نور جدید كند. فقط رسید تند تند عكس بگیرد.



http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
توجه رهبر به بچه‌های كوچك در خانه شهدا عجیب است. این یكی كه مادرزاد نابینا بود 2-3 دقیقه كنار آقا ماند و ایشان برایش دعا خواند.




http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
مادر شهیدان زیبایی می‌گفت سر ناهار بودیم كه ساك فرزند شهیدمان را آوردند. آنها هم همه وسایلش را از آن موقع دست نخورده نگه داشته‌اند. از پلاك و تسبیح گرفته تا دستمال كاغذی و حبه قند بسته بندی شده. وسایل سه شهید این خانه، یك موزه ساده و دلنواز را تشكیل داده.





http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
محمدرضا و عبدالرضا زیبایی همنام دو عموی شهیدشان بودند كه مرتب توی اتاق می‌چرخیدند. آقا طبق معمول به كودكان خیلی محبت كردند و البته به پدر هر دو گفتند چرا فقط همین یكی؟



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر